شاعر و مترجم

باران
شعر باران مانند شعرهای بسیاری در مجموعه مائده‌های جنگ و صلح در مورد طبیعت و جلوه‌های مختلف آن است. باران که “همواره تر می‌کند” و قدم زدن در زیر باران، بارانی که سیل به همراه می‌آورد، بارانی که سیگار دست را خاموش می‌کند. هر دوی اینها از خصلت‌های باران است اما نه “کین” دارد و نه “مهر” بلکه همواره تر می‌کند. باران به بغض ابر تشبیه شده است که گریه می‌کند و می‌بارد و دود سیگار به مهر تشبیه شده که به آسمان می‌رود.
اکنون راوی سوال اصلی شعر را از خود می‌پرسد: ” مهر یا بغض کدام اولی‌تر است؟”
در اینجا شاعر دو خصلت انسانی مهر و بغض را به دو موجود غیر انسانی نسبت داده است و به آنان تشخص بخشیده است.

کم‌کم فضای شعر از فضایی بیرونی و بارانی و دودآلود به فضای درونی و جدی ذهن تغییر می‌یابد. راوی پس از پرسیدن سوال از خود به فکر فرو می‌رود انگار باران ذهن او را می‌شوید، او شروع به سخن گفتن می‌کند و باران سخنان او را می‌شوید. این اندیشیدن و سخن گفتن به مانند باران هستی راوی را می‌شوید و او سخن می‌گوید:” ببار ای باران که هستی‌ات پای نگیرد.” راوی به مانند ابری که به آن تشخص انسانی بخشیده بود و بغض کرده می‌گریست، سخن می‌گوید و این سخن گفتن از سرچشمه‌اش که اندیشیدن است نشآت می‌گیرد. تفکر کردن و سخن گفتن به مانند باران که چیزها را تر می‌کند و می‌شوید ذهن و روان شاعر را می‌شوید و می‌پالاید و هستی اورا پاک و منزه می‌کند. این‌چنین هستنده‌ای سرمنشأ مهر است چرا که مانند سیگار از درون می‌سوزد و حاصل سوختن اندیشیدن و سخن گفتن است.

شعر که در ابتدا با طبیعت و المان‌های طبیعت شروع می‌شود در بخش پایانی کاملا به دنیای درونی انسان راه می‌یابد. در پایانِ شعر گویی چرخشی صورت گرفته، تشبیهات ابتدایی شعر به گونه‌ای دیگر تغییر کرده است: انسانِ شعر به مانند سیگار آتشی در درون خود دارد و یا مانند ابر دل او نیز بغض کرده و می‌بارد. این دود کردن سیگار و باریدن باران به شکل تفکر کردن و سخن گفتن در شاعر نمود می‌یابد. در واقع شعر در مورد دو ویژگی بارز انسانی‌ست که او را از سایر موجودات متمایز کرده است. اکنون این سوال به ذهن می‌آید که ” اندیشه کردن و سخن گفتن، کدام اولی‌تر است؟”
شاعر به خوبی توانسته است امور پیچیده و درونی انسان را با اموری واقع در بیرون او بیان کند. به راستی تفکر کردن امری دشوار و به مانند سوختن از درون است و سخن گفتن نمود این تفکر کردن به مانند باران بر هستی شاعر جاری می‌شود.

ایران نظرگاهی

[ bahmanhabibi ]

لطفا متن درباره نویسنده را در وردپرس ، بخش شناسنامه کاربری تکمیل نمایید .

مطالب مرتبط
تصویر: نقدی بر شعر بانو
نقدی بر شعر بانو
  • ۰
  • ۱۶۸
  • 2020/01/18
تصویر: نقدی بر شعر پیری
نقدی بر شعر پیری
  • ۰
  • ۲۵۸
  • 2019/12/21

ارسال نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *