شناسنامه
معرفی کتاب «چه میتوان کرد؟»
معرفی کتاب «چه میتوان کرد؟» سرودهٔ بهمن حبیبی
جهانی که در چنبرۀ سرمایه و فریب پیچیده، هر روز به سوی نابودی میرود، پرسشْ خودِ عصیان است. بهمن حبیبی در آخرین تأملات شاعرانهاش، با عنوان «چه میتوان کرد؟»، نه تنها جهان را میشکافد، که تبر پرسشی را بر ریشههای سکون میکوبد: در این تاریکیِ ساختارمند، «چه میتوان کرد؟»
شاعر، خود را «عصیانگر» میخواند؛ روایتگری که قلم را جسورانه میگرداند. این اثر بلند، در پنج بخش «افیون هیچ»، «حقیقت در بستر زندگی مادی»، «گرهها و فردها»، «دوزخ تنها» و «جهان پا به ماه»—راهی میسازد از ژرفای تاریکِ هستیِ جمعی ما تا سپیدهدمِ امیدِ رهایی. گویی خواننده را از دلِ ویرانهها، به کنار پنجرهای میبرد که از آن، رویشِ نهالهای مقاومت پیداست.
در بخش «گرهها و فردها»، فریاد از اعماق برمیخیزد:
گرهها فریاد میزنند:
«همین دم، همین دم
همین دم است دم برگشودن…
نه مگر ایدهی رهاییبخش واقعی
اندر تاریکروشنای پیکار
شهادت میدهد که عمل حقیقت آن
هرگز از حرکت بازنمیماند؟» ص۱۹
شاعر پاسخ را در «ایدهی رهاییبخش واقعی» جستوجو میکند، اما این ایده از کجا میجوشد؟ از پیوندِ «من»های تنها به «ما»یی توانا. راز این دگردیسی را در جملاتی کلیدی آشکار میسازد: «فرد از فردیت خود برون میجهد / ناخواسته گفتی ما میشود / ما تواناییم.»
در بخش پایانی، «جهان پا به ماه»، شاعر پرده از نمایش بزرگ سیاستمداران برمیدارد؛ آنان که با سخنرانیهای پرشور، جامی خالی به دستمان میدهند:
فردا بر آن جایگاه کسی سخنرانی خواهد کرد
جیبهایش را خواهد گشت
همه سوراخ…
وعدهی آب
و آب را مرگآلود کردن
وعدهی آزادی
و آزادی را دستمالی کردن
وعدهی نان
و نان را سوراخسوراخ کردن…ص۴۰
در چنین جهانی، حتی دانش نیز به خدمتِ نظم موجود درمیآید: انسانشناسها انسانها را قالب میگیرند، روانشناسها روان آنها را شخم میزنند، جامعهشناس خاموش میمانند و فیلسوف تنها جهان را تفسیر میکنند. چنین است که انفعال عمومی میشود و ما به «جرعهای امنیت/ قدری آزادی/ و لقمهای نان» بسنده میکنیم.
اما کتاب «چه میتوان کرد؟» در نهایت، بانگی برای برخاستن و حرکت کردن است. فراخوانی است برای آنکه خود را جزئی از پیکری واحد بدانیم؛ برای آنکه قلم و چکش را نه نماد فرد، که نماد جمع بشماریم:
با یکی قلم
و قلمهای دیگر
دستها، قلمها
با یکی چکش
و چکشهای دیگر
دستها، چکشها…
این اثر، بیش از آنکه کتابی برای خواندن باشد، کتابی برای «شدن» است. یادآور میشود که در میانهٔ کارزار مرگ و زندگی، ما هنوز در حالِ «شعر سرودن / و افتادن / و برخاستن»یم. نقشهراهی است شاعرانه و انسانی، برای عبور از برهوتِ حال و ساختن جهانی دیگر—جهانی که در آن، پرسشهایمان به کنش جمعی بدل میشوند.


