شناسنامه
معرفی کتاب …
اولین کتاب حبیبی به زبان فارسی مجموعه اشعار فلسفی – اسطورهای عشق شاعرانه است که سال 1397 در انتشارات فرجامین سخن به چاپ رسید.
این اثر گفتوگویی ظریف و استادانه بین ادبیات شرق و غرب است که با تضمینهایی از شعرای مختلف مزین شده است که با زبانی غنی، منسجم و پخته میان سنت عرفانی و نگاه انتقادی مدرن در نوسان است. شاعر از دو سطح زبان آرکائیک و رسمی بهره جسته است.
ساختار اشعار با تکرارها و بازگشتهایش آیینوار شبیه متنی مقدس است:”باز باز باز” و”میلرزیدم میلرزیدم میلرزیدم” و”بگردم بگردم خدایم خداوار بگردم”. این مجموعه اشعار در ده بخش به مضامینی همچون “مرگ”، “زندگی”، “عشق”، “مسئولیت انسان”، “هویت”، “زبان و امر نوشتن”، “میهن” و … پرداخته است. در این کتاب شاعر با تخریب استعارههای پیشین روایتی نو از رابطه زندگی و مرگ را به نمایش میگذارد. او با تلفیق تصاویر طبیعی (کرکس،خزندگان و حشرات)، استعارههای مذهبی ( مصلوب، رستاخیز، ابوالآدم)، و صحنههای شهری مدرن (خانه، میدان، شهر) فضایی اسطورهای – واقعگرایانه خلق میکند که در آن به مسئله سرگشتگی انسان معاصر در قالبی پر محتوا و تصویری میپردازد.
ده بخش کتاب شامل: “ضیافت”، “رستاخیز”، “بر سر پل”، “ققنوس”، “هنر ما”، “نیاز”، “سرگردانی”، “او کیست؟”، “میز امروز” و “رحمت” میباشد.
شاعر منتقد جامعهی اخته شده بیمعنای زمان خود است:
اینجا سرزمین دیگریست
با زنان عریان و بیحاصل
که در مرگ و میلاد هر روزهی آفتاب
که در مرگ و میلاد هر روزهی مهتاب
صدبار صد لحظه در ایشان ذبح میشود…
اینجا سرزمین فسره است
با مردان عریان و اخته
اختهچی شاید خود مرده باشد
در تاریک ترین نقطهی پرگاری که در آن چیزی بههم نمیرسد. ص7
اما انسان باید از این پل گذر کند ” و من از پل برگذشتم ” ص31شاید از فلسفه به زیست آگاهانه، از اسطورهی کهن “ققنوس” به اسطورهی مدرن “ابرمرد” وقتی میگوید :”نه رسم ققنوس که رسم ابرمردیست که بار گناه هستی را بر دوش دارد”ص31 شاعر مسئولیت انسان امروز را برای ساختن معنایی در بحران بیمعنایی جهان گوشزد میکند.
“هنر ما”: “هنر نگریستن” و “هنر دیوانه کردن و دیوانگی را به تماشا نشستن” است. هنر شاعر نه تقلید کهن و نه نوآوری سطحی است بلکه امکان سخن گفتن از ژرفاهای درون و عشق به میهن زخم خورده است:
و دختری که میهنش نام نهادهاند
میهن را باید حرمت نهاد
چرا که از خاکش برانگیختهاند
و خاک برانگیخته میکند دختر را
دختر را باید حرمت نهاد…ص 36
“عشق شاعرانه” تجربهای شاعرانه و متفاوت در تعامل ادبیات کلاسیک ایران و جهان است. قدرت این اثر در ترکیب ماهرانه و خوشساخت گذشته و حال است: شکستن استعارههای پیشین و ساخت روایتی نو، تلفیق صحنههای شهری با اسطورههای مذهبی و تبدیل میهن به مفهومی زنده، زنانه و زخمخورده. این اثر با عبور از “پل”ی که خود میسازد، خواننده را از اسطورههای کهن به پرسشهای وجودی امروز میرساند و اثری ماندگار در شعر معصر فارسی بر جای میگذارد.


